مدرسه آرزوهای ما
![]()
از تمامی نویسندگان این جملات سپاسگذارم .
ما توی رستورانمان در دبیرستان یک حیاط خلوت داریم که بلااستفاده مانده است . کلاس ما همیشه دوست داشتید برای آن جا صندلی های چوبی با سایه بان و میز جلوش بخرد و بعد آنجا بذاریم و بتوانیم با دوستانمان نهارها را اونجا بخوریم و از هوای ازاد لذت ببریم . آخر همیشه رستوران ما تاریک بود و بوی غذا میداد .ما این فضا را علیرغم تمیزی اش اصلا دوست نداشتیم . اما نشد دیگه … ! ۴۲ ساله . مرد
چقدر متنفر بودم از اینکه راهرو های ما دستشویی و توالت نداشت و ما توی سرما باید میرفتیم گوشه حیاط برای اینکه مثلا دستمان را بشوریم . ۲۶ ساله – زن
دوست داشتم فضایی را میداشتیم تا بچه ها بتونند بهترین فیلم های سال کودک و نوجوان را ببینند . از اتاقهای تاریک فیلم و یا آمفی تئاترهای مدرسه خوشم نمی آمد . دوست داشتم مثل خانه روشن باشد و پر نور بعد بتونیم چیزی بخوریم و فیلم ببینیم . ۲۹ ساله – زن
کاش در کلاسِ ما ، خوردن آزاد بود . ۱۵ ساله – مرد
دوست داشتم بعضی وقت ها از نیمکت های کلاس بیام بیرون و کف کلاس دراز بکشم و به درس گوش بدم . مثل مدرسه های خارجی – ۴۹ ساله – زن
از سُر خوردن روی لبه پله ها لذت می بردم . این یکی از بهترین تفریح های من بود و همیشه به خاطرآن تنبیه میشدم . ۱۸ ساله – مرد
حیاط ما یک گوشه ای داشت که از هیچ پنجره ای نمیشد آن گوشه را دید .یعنی از کنترل معلم و ناظم راحت میشدیم . یادش بخیر ، همیشه هم در زمستان اونجا آفتاب بود . بهترین اوقات را با دوستانم توی آن گوشه حیاط سپری کردم . ۳۲ ساله – زن
نمیشه از این آلاچیق هایی که در پارک استفاده میکنند توی حیاط مدرسه ما بذارند ؟ بچه ها خسته میشن از این نیمکت های فلزی و بتونی . ۱۹ ساله – مرد
دوست داشتم اول صبحگاهی ، این مدیر حراف ما کمتر صحبت میکرد و ما کمتر یخ می زدیم . ۲۴ ساله
آرزو میکنم گوشه راهرو پر از بادکنک می بود و بعد از هر کلاس توی آن همه بادکنک می پریدم . ۱۷ ساله – زن
گل و گلکاری در روحیه بچه ها بسیار تاثیر دارد و مدارس ما متاسفانه از این حیق بسیار بی بهره اند . ۴۰ ساله – مرد
مدیر ما به ما اجازه نمیداد یک وعده در هفته در رستورانمان ما آشپز انجا باشیم . و هر چی که دلمان خواست بپزیم . این آرزو همیشه به دل ما ماند … آرزوی شلوف کردن و جیغ کشیدن و غذا درست کردن . ۳۹ ساله – زن
از پرده های کلفت و شیشه های مات کلاسمان متنفر بودم. ۲۸- زن